nextpay
کسب درآمد کلیک کنید
خانه / دل نوشته / شعر عاشقانه شکوفه های اشک از مهرداد اوستا(پیشنهادی)

شعر عاشقانه شکوفه های اشک از مهرداد اوستا(پیشنهادی)

وفا نکردی و کردم، جفا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم
—————–
اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
—————–
کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم
—————–
مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم
—————–
چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم
—————–
بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم
—————–
نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم
—————–
جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم
—————–
به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم
—————–
وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟
—————————————————

این شاعر پس از خواندن این شعر در شب شعر(مجمع) شاعران سکته قبلی کرده و از دنیا میرود.
این شعر را برای معشوق خود نوشت (برای فروغ فرخ زاد) و پس از نرسیدن به معشوقش این شعر سوزناک را سرود و آخرین شعری که خواند این شعر بود و سپس این شاعر پر کشید.

nextpay

درباره ی PARADOX

سلام بازدیدکنندگان عزیز،لطفا با نظرات و انتقادات خود ما را دلگرم کنید...با تشکر

مطلب پیشنهادی

عشق من ، بازی نیست!

عشق تو سوزاند قلبم ای دریغ در داخل خاکسترش اشک و آهم باقی است چشمانت …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

This site is protected by wp-copyrightpro.com