nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

زندگی

زندگی خیلی زیباست

تابه حال به صدای آواز یک پرنده در سکوت جنگل گوش داده ای ؟

یا اینکه صدای جیغ و داد و خنده های کودکانی که تمام دلخوشی شان در زنجیر های سرد تاب و پله های سرسره است را شنیده ای؟

تا به حال در فصل پاییز در نم نم باران در یک کوچه ی خلوت که زیر پاهایت فرش نارنجی پر سر و صدا انداخته کنار عزیز ترینت بدون چتر با موهای خیس و صورتی آشفته از همین نم باران با لبخندی از ته دل قدم زده ای؟

یا اصلا بازی فوتبال پسران خردسالی که دروازه شان دوعدد آجراست  و توپشان ، یک توپ پلاستیکی است که از ترس پاره شدن چند لایه اش کرده اند و خطوط منظم قرمز را به نمایش گذاشته اند را دیده ای؟

دیده ای که چگونه با شوق و صورت های خیس از عرق در هر شرایطی بین هم می دوند و می خندند/

ویا تاامروز دور آتش با دوستانت نشسته ای و گیتار به دست گرفته ای و تارهای ابریشمی اش را با دستان پر از عشقت لمس کرده ای؟

تا حالا چشم بسته ای و با تمام وجود کنار گرمای آتش با دوستانت همراه آن گیتار قدیمی شعری را سروده ای؟

تابه امروز وقتی که باران می بارد ، به ایوان خانه رفته ای تا لیوان داغ قهوه ات را در هوای سرد بارانی روی میز بگذار و صندلی گهواره ای ات را جلو و عقب ببری و خیره شوی به آواز پر شور و شعف قطره های باران

و از پشت بخار لیوانت که رقصان به سمت آسمان اوج می گیرد باران را به نظاره نشسته ای؟

تا به حال دوربینی را ب گردن آویخته ای تا از پنجره های رنگارنگ خانه ای قدیمی که پر از آرامش است عکس بیندازی؟

و روی قالی قدیمی بنشینی و تکیه زنی به دو پشتی کوچک و استوانه ای و دور شوی از دنیای بیرون؟

تاحالا آدم برفی ساخته ای تا فقط به عشق بینی هویجی اش و آن شال گردنی که هدیه ی خودت است ، روی برف بنشینی و با لبخند به لنز گرد دوربین خیره شوی؟

یا مشتی برف برداری و روی سر وصورت اطرافیانت بپاشی و بخندی و روی زمین آغشته از برف دراز بکشی و با صدای بلند بخندی؟

یا دم غروب به ساحل رفته ای تا ببینی ک خورشید خجالتی چگونه خود را پشت دریا قایم میکند و آسمان نارنجی را به تو هدیه می دهد؟

تا به حال صبح زود با صدای خانواده ات که مشغول چیدن وسایل صبحانه هستند بیدار شده ای و برای خوابی دوباره بالش را روی سرت گذاشته ای ؟

وآیا هجوم بچه ها را روی سروصورتت برای اعلام بیدار باش حس کرده ای؟

یا اینکه تا به امروز به سینما رفته ای و همانطور که چیپس و تخمه میخوری ، به حال دختر فیلم که عشقش را از دست داده گریه کرده ای؟

یا اینکه ایا صبح زود به نانوایی رفته ای تا چند نان تازه بخری و با پنیر و ریحان نوش جان کنی؟

تا حالا به مسافرت خانوادگی ای رفته ای که چند ماشین پشت سر هم پر از آدم در جاده ی خاکستری که بین دو جنگل احاطه شده مشغول جیغ و داد و خنده باشند؟

تا حالا پا گذاشته ای روی آداب و با دست مشغول خوردن ماکارونی شده ای؟

آیا تا به حال به کافه ای ساکت و دنج رفته ای و به آهنگ گیتاری که نواخته می شو گوش داده ای؟

تا به حال دفتر شعرت را باز کرده ای تا همانطور که از پنجره به سر و صدای قطره ها خیره شده ای و نسکافه می نوشی ، شعری بسرایی و آن را برای دوستانت بخوانی؟

ویا تا به حال…

دیدی زندگی چه زیباست

نظر تو رجع به زیبایی های زندگی چیست؟

 

nextpay

درباره ی PARADOX

سلام بازدیدکنندگان عزیز،لطفا با نظرات و انتقادات خود ما را دلگرم کنید...با تشکر

مطلب پیشنهادی

عشق من ، بازی نیست!

عشق تو سوزاند قلبم ای دریغ در داخل خاکسترش اشک و آهم باقی است چشمانت …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

This site is protected by wp-copyrightpro.com