nextpay
کسب درآمد کلیک کنید
خانه / رمان / علمی تخیلی

علمی تخیلی

یه لحظه بیاید!!

سلااااامی دوباره به همه ی شما بازدیدکنندگان محترم لازم دونستیم چند تا مطلب رو به اطلاعتون برسونیم اول اینکه اگه با تبادل لینک موافقید توی نطرات اعلام کنین تا به مدت یک هفته و با امکان تمدید این کار انجام …

توضیحات بیشتر »

سلام.توجه کنید:

سلام دوست عزیزی که به سایت ما سر زدی.از انتخابت ممنونیم.حالا که زحمت کشیدی تا اینجا اومدی،نظرت رو هم برامون بفرست و خوشحالمون کن. تو می‌تونی اینحا نویسندگی کنی .حتی اگه لم خوبی هم نداری بیا اینجا و تمرین کن …

توضیحات بیشتر »

من و مادر بزرگ جادوگر شناسم

مقدمه: معمولا مادربزرگ ها و پدربزرگ ها از جادو و جمبل خیلی چیزها میدانند و اسناد معتبر و خیلی قدیمی نیز دارند که نشان دهنده این قضیه است . این داستان درباره ی یک بد قولی است که والدین من …

توضیحات بیشتر »

رمان تخیلی پسر ماه(نسخه ی ویرایش شده)

​پسر ماه بالای ماه ایستاده بودم و‌به زمین نگاه می کردم .بچه های کوچیک توی خواب عمیقی فرو‌رفته بودن.بعضی ها به زور پدر مادراشون مسواک زده بودن،بعضی ها هنوز به خواب نرفته بودن و‌ من مثل همیشه باید میرفتم تا …

توضیحات بیشتر »

آنا و جادوی سیاه (قسمت اول)

  دهکده ی زیبایی بود … دهکده ی شادی … پر از مهربانی و عشق و محبت…دهکده ای با انسانهای مهربان و ساده دل… انسانهایی با گذشت … راستگو… آنا،دختر جوان دهکده بود… با چشمانی کشیده و مشکی که پر …

توضیحات بیشتر »

داستان علمی تخیلی آنا و جادوی سیاه(قسمت دوم)

آنا که دیگر توان «؟ کی هستی؟اینجا چی میخوای »: با دیدن چهره ی آشفته ی آنا گفت حرف زدن نداشت با صدای آرام وبریده بریده گفت:سایه ی سیاه…دهکده ام…پدر ومادرم…کمکم کنید. کلمات را می گفت و گریه می کرد.پیر …

توضیحات بیشتر »
nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

This site is protected by wp-copyrightpro.com