nextpay
کسب درآمد کلیک کنید
خانه / بایگانی برچسب: رمان پریچهر

بایگانی برچسب: رمان پریچهر

رمان پریچهر(قسمت نهم)

هر ترتیب بود یکساعت دیگه ام گذشت. تلفن رو از جیبم در اوردم و با ترس و لرز شماره خونه فرگل رو گرفتم. یک زنگ زد خودش برداشت. – سلام فرگل منتظرم بودی؟ – سلام از ساعت 7 منتظرت بودم. …

توضیحات بیشتر »

رمان پریچهر (قسمت ششم)

کمی مکث کرد و گفت: معذرت می خوام فرهاد خان من اجازه ندارم با شما یا کس دیگه ای به خونه برگردم! صورتش از خجالت سرخ شد و از دفتر بیرون رفت. غذایی رو که فرگل آورده بود خوردم. خیلی …

توضیحات بیشتر »

رمان پریچهر (قسمت سوم)

مادر- اون اولی که اومد دیدیش که؟ با یه دختر و پسر اومدند؟ برادر شوهر خاله اس، اونم توی بازاره،دخترش هم خیلی خوشگل و نازه. اون بعدی هام که اومدن، حشمت خان سردایی مادرم. بنگاه حمل و نقل داره. دخترشم …

توضیحات بیشتر »

رمان پریچهر(قسمت اول)

من- رسیدیم؟ هومن- آره . اینجا آخر خطه. دیدار به قیامت. من- شام دادند؟ هومن- آره. شام ترو من خوردم. من- بترکی. گرسنه ام بود. هومن- شام کله پاچه دادند با پیاز ترشی. تو دوست نداشتی. حالا اگه هوس کردی …

توضیحات بیشتر »
nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

This site is protected by wp-copyrightpro.com