nextpay
کسب درآمد کلیک کنید
خانه / بایگانی برچسب: شعر

بایگانی برچسب: شعر

شعر عاشقانه

روزها از پس هم می گذرند به دلم امید تازه می دهند باز پرستو می شوم در آسمان میروم از این جهان به آن جهان میشوم فرهاد و من کوه میکنم در پی شیرین خود، من می دوم بالها من …

توضیحات بیشتر »

فرهاد میشوم…

تمام روح و قلبم رانثارت میکنم این دل عاشق خود را من فدایت می کنم جان دهم در راه تو ای عشق دیرینه ی  من قلب خود را چون شیر رامی در بیشه زارت میکنم می آیی و می پرسی …

توضیحات بیشتر »

من معمولی هستم …

من آنقدر معمولی هستم که  هیچکس شیفته ی حرف زدنم‌ نشود، قلب هیچ کس با دیدنم نلرزد کسی برای چشم هایم نمیرد و شعری در پیچ و خم گیسوانم  سروده نشود… من آنقدر معمولی هستم که  هیچکس با خندیدنم ته …

توضیحات بیشتر »

متن فلسفی

گنجشکی بر جنازه گربه ای می گریست که اینک با اینهمه زندگی چه کنم؟! *** در این دنیا همه چیز دست خود آدم است،  حتی عشق، حتی جنون،حتی ترس. آدمیزاد می تواند اگر بخواهد کوه ها را جا به جا …

توضیحات بیشتر »

تلنگر

تلنگر​ چه زیبا گفت #فروغ_فرخزاد    اگر مستضعفی ديدی،  ولي از نان امروزت  به او چيزی نبخشيدی.  به انسان بودنت شک کن  اگر چادر به سر داری،  ولي از زير آن چادر  به يک ديوانه خنديدی  به انسان بودنت شک …

توضیحات بیشتر »
nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

This site is protected by wp-copyrightpro.com