سفرنامه

تمامِ این شهر بویِ نبودنت را میدهد…
تمامِ خیابانها…پارکها…همه کافه‌ها…
وقتی دست در دستِ هم خیابانها را قدم میزدیم ،کل شهر قدِ بند انگشتی بیش نبود…
حالا که هم پایم نیستی ،تهرانِ لعنتی به وسعتِ جهان شده برایم…
من غرق در تو ،و تو گذشتی از با من بودن…
باید سفر کرد،باید رد شد از خیابانهای پر خاطره…
خدا را چه دیدی،شاید من هم روزی “سفرنامه ای” نوشتم…!
از همین حالا مطمئنم سفرهایِ بدون تو تلخ خواهد بود…!
#فاطمه_کرمی

nextpay

درباره ی فاطمه کرمی

مینویسم از زندگی...

مطلب پیشنهادی

سنگین و غمگین

بیچاره که سنگ به یک گل دل بست گل ریشه دواند دل سنگ هم بشکست…. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

This site is protected by wp-copyrightpro.com