خانه / حکایت و پند / مهتاب من ، آقا جان

مهتاب من ، آقا جان

شعر می گویم تو را شاید شوی مهتاب من

شاید که روزی جایی باز شوی بی تاب من

شعر می گویم تو را در وصف چشم سیهت

شاید که بینی تو مرا واقع کنی تو خواب من

دست گیرم سوی تو ای عشق ای باران دل

شاید که دستم گیری و باز شوی تو ناب من

جان من با اسم تو آرام میگیرد ولی

گر تو یاد از من کنی تومی گشایی باب من

همه ی عمرم برای زلف زیبای تو رفت آقاجان

تا که شاید تو شوی ، مهدی جان، ارباب من

paradox..-

nextpay

درباره ی PARADOX

دنیا زیباست فقط کمی صبر می طلبد ... همین!

مطلب پیشنهادی

سنگین و غمگین

بیچاره که سنگ به یک گل دل بست گل ریشه دواند دل سنگ هم بشکست…. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

This site is protected by wp-copyrightpro.com