خانه / دل نوشته / عاشقانه (صفحه 2)

عاشقانه

مهتاب من ، آقا جان

شعر می گویم تو را شاید شوی مهتاب من شاید که روزی جایی باز شوی بی تاب من شعر می گویم تو را در وصف چشم سیهت شاید که بینی تو مرا واقع کنی تو خواب من دست گیرم سوی …

توضیحات بیشتر »

مرحم من…

باد وزید….عشق پرید….خواب رمید….مرگ خزید….مِهر جهید….پرده درید….قلب تپید….چشم،تورا….باز بدید …شعله رهید…اشکِ مرا….ابر خرید….ساقه تنید….ساکت شوید….مرحم من….با وزش باد رمید….باد رمید… Paradox.._

توضیحات بیشتر »

سفرنامه

تمامِ این شهر بویِ نبودنت را میدهد… تمامِ خیابانها…پارکها…همه کافه‌ها… وقتی دست در دستِ هم خیابانها را قدم میزدیم ،کل شهر قدِ بند انگشتی بیش نبود… حالا که هم پایم نیستی ،تهرانِ لعنتی به وسعتِ جهان شده برایم… من غرق …

توضیحات بیشتر »

عشق من ، بازی نیست!

عشق تو سوزاند قلبم ای دریغ در داخل خاکسترش اشک و آهم باقی است چشمانت شدند در بیابانم ، سراب سرابی که درونش ، حال خرابم جاری است خنده های شاد تو هست چون ناقوس مرگ چون که گوید آن …

توضیحات بیشتر »

متن عاشقانه

باران باش ببار بر تن خسته ی من ببار اما رعد نشو لرزه بر اندامم نینداز خورشید باش بتاب بر من من گل آفتاب گردانم همیشه برای من تابستان باش اما پشت ابر نرو تنهایم مگذار من تنها گیاهی هستم …

توضیحات بیشتر »

لبخند?

دوستت دارم مانند مترسک مترسک را می شناسی؟ یک موجود کاهی که هیچ کس به وجود قلب در بدنش اعتقادی ندارد. همه میگویند چون ساکت است ، پس قلب ندارد چون لبخند می زند پس مشکلی ندارد اما چه کسی …

توضیحات بیشتر »

پاییززززز

پاییز چتر خیس کوچه های براق و خیس نم نم باران زوزه ی باد نیمکت خالی  اشک آسمان چراغ های زرد ریزش برگ خش خش و آهنگ من کوچه قدم زدن تنهایی دستهایی در جیب سری خمیده گریه ها، پنهانی …

توضیحات بیشتر »
nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

This site is protected by wp-copyrightpro.com