خانه / بایگانی برچسب: شعر

بایگانی برچسب: شعر

دیوانه

گاه به آدم های توی خیابان لبخند می زنم برای یک کودک مسخره بازی در می آورم تا بخندد وقتی در اتوبوس ، پیرزنی با یک سبد پر از خرید از راه می رسد ، از جایم بلند می شوم …

توضیحات بیشتر »

من

یک زمانی است که من در خویشتن پنهانم و کسی نیست مرا برکشد از خویش به دور ودلم تنگ شده ست برای اندکی عشق به خود یک من اکنون گم شده و کسی نیست که پیدا کند آن من را …

توضیحات بیشتر »

عاشقانه های کوتاه!

دو فنجان قهوه دو صندلی گهواره ای صدای تق تق باران شیشه ی مه آلود دفتر شعر و شومینه ی روشن همه آماده اند فقط … جای یک تو خالیست..!   ……   وقتی رهایم کردی حال بارانی را داشتم که در …

توضیحات بیشتر »

دلتنگم

در میان زمزمه ی باد گریه ی  ابر خش خش برگها در میان خانه ی گرمم در صدای سوختن هیزم ها در بخار فنجان چای زیر نور ماه در سکوت خانه تو را می یابم که سرک می کشی میان …

توضیحات بیشتر »

تنگ ماهی

تُنگ ماهی چه تَنگ است و غریب بوی زندان می دهد اشکهای ماهیان در پرده ای از آب محوِ محوند چه سخت! تُنگ ماهی چه تَنگ است و عجیب نه صدایی از آن می آید و نه فریاد دل تَنگ …

توضیحات بیشتر »

دوستش داری؟!

گل خوشبوی باغ من اگر شخص بلند گیسو و زیبا رو و دل پاکی رهت بگرفت و عاشق شد اگر تو دوستش داری بگو: آیا توانایی رقصاندن اشعار و لغات نغز را دارد عزیز؟ مثل من از بهر تو تا …

توضیحات بیشتر »

مهتاب من ، آقا جان

شعر می گویم تو را شاید شوی مهتاب من شاید که روزی جایی باز شوی بی تاب من شعر می گویم تو را در وصف چشم سیهت شاید که بینی تو مرا واقع کنی تو خواب من دست گیرم سوی …

توضیحات بیشتر »

مرحم من…

باد وزید….عشق پرید….خواب رمید….مرگ خزید….مِهر جهید….پرده درید….قلب تپید….چشم،تورا….باز بدید …شعله رهید…اشکِ مرا….ابر خرید….ساقه تنید….ساکت شوید….مرحم من….با وزش باد رمید….باد رمید… Paradox.._

توضیحات بیشتر »
nextpay
کسب درآمد کلیک کنید

This site is protected by wp-copyrightpro.com